تاريخ خبر: شنبه 14 دی 1387، 6 محرم 1430، 3 ژانویه 2009، شماره 24377شنبه 14 دی 1387، 6 محرم 1430، 3 ژانویه 2009، شماره 24377

گفتگو
فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، برخورد يا گفتگو؟


انجمن فرهنگي ايران زمين (افراز) در ادامه سلسله نشست‌هاي فرهنگي و پژوهشي‌اش دور تازه‌اي از برنامه‌هاي خود را آغاز كرده و چندي پيش در نخستين برنامه‌اش ميزگردي را با عنوان «فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ برخورد يا گفتگو» برگزار كرد.

در ابتداي اين ميزگرد، كاوه بقائي، يكي از اعضاي انجمن افراز، با اشاره به اينكه انجمن افراز بنا دارد تا نشست‌هاي پژوهشي خود را با موضوع‌هاي مختلف برنامه‌ريزي و برگزار كند، گفت: «بشر امروز در عصر ماشين و ارتباطات كه هر دو زاييده فكر خلاق انساني‌ست، فاصله‌هاي جغرافيايي را درنورديده و در چارچوب تعاريف انساني به كشاكش در جهت حفظ دستاوردهاي خود اعم از مادي و معنوي مشغول است كه به تفاهم يا تقابل ميان انديشه‌ها ختم مي‌شود... از اين‌رو انجمن افراز به عنوان يك سازمان مردم نهاد برخود لازم ديد تا با همكاري و همفكري گروه‌هاي پژوهشي موسسه بين‌المللي گفتگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها اين مهم را در قالب نشستي با عنوان (فرهنگ‌ها و تمدن‌ها؛ برخورد يا گفتگو؟) بررسي نمايد و به كندوکاو در عوامل اصلي تفاهم و تقابل در انديشه بشري بپردازد.

پس از سخنان وي، كاوش ساعي، (عضو انجمن افراز) با موضوع «تعامل ميان فرهنگ‌هاي قومي در ايران» سخن خود را آغاز كرد: «...اقوامي همچون سومريها، آكديها، ميتانيها، آراميها، هوريها، كاسيها، هيتيها، ايلامي‌ها و بابليها هر كدام در دوره‌اي قدرت را در دست مي‌گرفتند. روند دست به دست شدن و رودررو شدن تمدن‌ها، ادامه داشت تا اينكه ارابه جنگي آشوريان حركت خود را آغاز نمود و طومار زندگي بسياري از پادشاهي‌هاي آن روزگار را با خونريزي وحشيانه درهم پيچاند و نخستين امپراتوري را در جهان پايه‌گذاري نمود. امپراتوري كه با گفتگو بيگانه بود و خدايشان، خداي جنگ و خونريزي بود كه آنها را به بزرگترين نيروي برخورد كننده دوره كهن مشهور كرد به گونه‌اي كه اگر آنها نبودند، شايد تيره‌هاي پس از آنها نياز به گفتگوي سازنده و سازشكارانه را در نمي‌يافتند... مادها و بابليها در گستره مرزي خود با تيره‌هاي گوناگون همبستگي نمودند. مادها هر تيره‌اي كه با آنها هم پيمان نمي‌شد را به زور به هم پيماني وامي‌داشتند و بابليها با گردآوري خدايان ساير تيره‌ها در شهر بابل مي‌خواستند بابل را به محل ورجاوندي تبديل نمايند، تا تيره‌ها و تمدن‌هاي ديگر به انگيزه خدايشان با بابليها هم‌پيمان شوند. ولي مردم ميانرودان كه خسته از زورگويي بودند، پذيراي اين روشها نگشتند.»

ساعي افزود: «... كورش با گسترش نيرو و مرزهاي ماد و پارس، امنيتي دلنشين براي مردم خسته از جنگ و خونريزي ايجاد كرد. آزاد گذاردن تيره‌ها، مهاجران و كيش‌هاي گوناگون در برگزاري باورهاي خود و احترام به اين باورها و جلوگيري از هرگونه دست درازي به آرامش و امنيت آنها در زير سايه شاهنشاهي پارس و ماد، دريچه گفتگو را در ميان اين تيره‌ها و كيش‌ها باز كرد. گفتگويي سازنده و ژرف كه در پايان سرزميني را بر نقشه‌ها پديدار نمود كه تا امروز با همان نام، به زندگي خود ادامه داده است. همبستگي تيره‌ها در ايران به قدري براي تمدن‌هاي ديگر جذاب بود كه شايد نخست براثر ترس باقي مانده از برخوردهاي گذشته، در برابر ايرانيان ايستادگي مي‌نمودند؛ اما پس از هم‌پيماني، به بخشي از فرهنگ و تمدن ايراني تبديل مي‌شدند و ديگر تيره‌ها نيز به فرهنگ آنها در زير پرچم ايران به ديده احترام مي‌نگريستند. پيمانه سنجش همبستگي ايراني و دوره آشوريان بناي پارسه يا همان تخت جمشيد و كاخ‌هاي دوران آشوريان است. آن كاخها برپايه زور و شمشير توسط تيره‌ها بنا گرديدند و پارسه برپايه گفتگو و همبستگي تيره‌ها بنا شد... امروزه كشورهاي كهني همچون چين، مصر، ايتاليا و... وجود دارند، ولي سنگيني كفه ايران در ترازوي سنجش با آنها، همبستگي تيره‌هاي گوناگون آن است كه در هيچ برهه تاريخي به اين پيمان پشت نكرده، بلكه در برابر هر نيروي بيگانه‌اي ايستادگي نموده‌اند و از ايران پاسداري نموده‌اند، گفتگو و پيمان تيره‌هاي كشور ايران، نمايشگر ژرفترين گفتگوي تمدني بارز جهان مي‌باشد.»

اين نشست با سخنان محمد هاشمي، (پژوهشگر) و با موضوع «تعامل تمدن ايران در دوره اسلامي با ديگر تمدن‌ها» ادامه يافت: «ورود اسلام به ايران تمدن درخشاني را به وجود آورد كه پذيراي علم و هنر زمان خود شد. پس از سپري شدن دوره سياه بني‌اميه كه با ظلم و بي‌عدالتي حكام عرب به ايرانيان همراه بود، در روزگار بني‌عباس ايرانيان توانستند فرهنگ و تمدن خود را در دستگاه خلافت داخل كنند. به شكلي كه خلفاي بني‌عباس، لباس‌هاي ايراني مي‌پوشيدند و جشن‌هاي باستاني ايران را برگزار مي‌كردند. با تاسيس بيت‌الحكمه، جنبش علمي در جهان اسلام تولد يافت و نهضت ترجمه آثار مختلف يوناني، سرياني، ايراني و هندي به زبان عربي آغاز شد و مترجمان بزرگي پديد آمدند كه با ترجمه متون مختلف علمي و فلسفي، مردم سرزمين‌هاي مختلف اسلامي را با علوم زمان خود آشنا كردند و همچنين علومي را كه در اروپا رو به نزول نهاده بود حفظ كرده و پرورش دادند (تاريخ تمدن اسلام جرجي زيدان منبع مناسبي براي تحقيق عميق‌تر در اين زمينه است). تا پس از بيداري دوباره اروپاييان از خواب جهل و تحجر، فرهنگ و تمدن غني اسلامي و علوم متخلف را به اروپاييان تحويل دهند و خود روند نزولي فرهنگ و تمدن اسلامي را آغاز نمايند. در حقيقت دوره‌اي كه از قرن دوم تا قرن پنجم ادامه يافت دوران اوج‌گيري تمدن اسلامي بود و انديشمندان بزرگي نظير بيروني، ابن‌سينا، خوارزمي، خيام، محمد زكرياي رازي و فارابي پديد آمدند كه خدمات بزرگي به علم و فرهنگ بشريت كردند. در تاريخ و فرهنگ اسلام و ايران، شاعران بلندمرتبه‌اي چون فردوسي، خيام، حافظ، سعدي و مولوي شاهكارهايي جهاني پديد آوردند و فرهنگ ايرانيان مسلمان را هرچه بيشتر در جهان منتشر ساختند. در عرصه هنر، به خصوص معماري، هنر معماري ايراني بود كه پايه معماري دوران اسلامي شد و معماران مسلمان بناهاي زيبايي از هند تا اسپانيا به سبك معماري اسلامي ساختند.»

هاشمي افزود: «...تمدن ايران اسلامي همانند ديگر تمدن‌هاي عمده آثاري از تمدن‌هاي ديگر گرفته و تاثيرهايي برآنها گذاشته است كه اين اثرگذاري و تاثيرپذيري فرهنگي و تمدني با گفت‌وگو و تعامل به دست آمده است. تاريخ تمدن اسلامي با جنگهايي سهمگين روبرو بوده كه صدماتي بزرگ بر پيكره فرهنگ و تمدن اسلامي وارد كرده است در حالي كه هرگاه گفتگو و تعامل ميان اسلام با ديگر تمدن‌ها پيش آمده تمدن اسلام غني‌تر گشته و تمدن‌هاي ديگر را بارورتر ساخته است.»

سپس محمد صادقي (پژوهشگر) با موضوع «نظريه برخورد تمدن‌ها و بررسي آراي منتقدان هانتينگتون»، سخنان خود را آغاز كرد: «نظريه برخورد تمدن‌ها را پرفسور ساموئل هانتينگتون، استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد، در سال 1993 و در فصلنامه فارين افيرز (Foreign Affairs) كه از سوي شوراي روابط خارجي آمريكا منتشر مي‌شود، مطرح كرد و آن را چارچوب مفهومي يا پارادايم تحليل رويدادها و دگرگوني‌هاي پس از جنگ سرد، خواند، هانتينگتون پس از طرح اين موضوع كه هويت تمدني به طور روزافزون اهميت خواهد يافت، تمدن‌هاي زنده جهان را به هفت يا هشت تمدن بزرگ تقسيم كرد: تمدن‌هاي غربي، كنفوسيوسي، ژاپني، اسلامي، هندو، اسلاو، ارتدوكس، آمريكاي لاتين و همچنين تمدن آفريقايي ؛ و خطوط گسل ميان اين تمدنها را منشأ درگيريها و تقابلهاي آينده مي‌داند.

وي با طرح موضوع غرب در برابر سايرين به عبارتي مي‌گويد كه مرزبنديها و صف‌آرايي‌هاي تازه براساس تمدن‌ها شكل مي‌گيرد و به ويژه مي‌گويد كه كانون رويارويي‌هاي آينده بين تمدن غرب و جوامع كنفوسيوسي و جهان اسلام خواهد بود و... اما در اين مجال كوتاه مي‌كوشم تا فرازهايي از آراي اهالي انديشه و سياست درباره موضوع برخورد تمدن‌ها را بيان كنم، و اين را هم بگويم كه با توجه به گستردگي دايره نظرات و همچنين اهميت ويژه موضوع اسلام و غرب در نظريه برخورد تمدنها، به آن بيشتر خواهيم پرداخت.»

وي افزود: «هنري كيسينجر در كنفرانس ويژه كتابخانه نيكسون در كاليفرنيا تاكيد مي‌كند: در دنياي بعد از جنگ سرد شش قدرت جهاني، قدرت‌هاي برتر خواهند بود كه در واقع در درون پنج تمدن بزرگ هستند. گرچه وي تمام مسائل جهان را در خطوط گسل مورد نظر ساموئل هانتينگتون متمركز نمي‌داند، اما با تحليل وي درباره وضعيت جهان بعد از جنگ سرد موافق است.

همين جا بايد به نقد دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن در مقاله‌اي با نام «كدام روياروئي!؟» كه از نخستين منتقدان نظريه برخورد تمدن‌ها در ايران بود هم اشاره كنم، اين مقاله در كتاب ايران و تنهائي اش منتشر شده است. وي يكي از ابهام‌هاي موجود در انديشه هانتينگتون را فقدان تعريفي روشن از مفهوم فرهنگ و تمدن مي‌داند؛ زيرا هانتينگتون پيوسته از اين دو واژه بهره مي‌برد بي‌آنكه تعريفي از آن ارائه دهد. دكتر اسلامي ندوشن در نقد خود مي‌گويد: هانتينتگتون شرق را نمي‌شناسد و با معيارهاي غربي به موضوع نگاه مي‌كند، اختلاف طبقاتي را كه شديدترين نزاع‌ها را در پي داشته در نظر نمي‌گيرد، و به كارگيري عبارت «تمدن اسلام» را در اين نظريه پرسش برانگيز مي‌داند؛ زيرا به باور وي معلوم نيست از كدام تمدن و كدام كشور سخن گفته مي‌شود؟ تفاوت كشورهاي مسلمان، دريافت‌هاي متفاوت از دين در كشورهاي مسلمان، ناديده انگاشتن ريشه‌هاي گزند مانند فقر و وجود حكومت‌هاي فاسد و... از ديگر پرسش‌هاي وي در اين زمينه است. به هر ترتيب هانتينگتون هرچند پس از انتشار مقاله‌اش پاسخ‌هاي فراواني را از سوي اهالي فرهنگ، سياست و انديشه دريافت كرد ولي همگان را متوجه اهميت فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در دنياي امروز كرد. فرانسيس فوكوياما، در گفتگويي با نشريه نيوپرسپكتيوز كوارترلي (New Perspectives Quarterly) در زمستان 1995 درباره همين نكته چنين مي‌گويد: (تصور مي‌كنم كه ساموئل هانتينگتون با طرح نظريه برخورد تمدن‌ها به يك شناخت واقعي رسيده است، زيرا وي اهميت بسيار شديد فرهنگ را به عنوان عامل تعيين‌كننده در روابط اجتماعي بين‌المللي سال‌هاي آتي برجسته كرده است. به عبارت ديگر، نظر هانتينگتون مبني بر اينكه در سياست‌هاي بين‌الملل سال‌هاي آتي عامل فرهنگ بسيار مهمتر از دوران جنگ سرد خواهد بود، نظر صائبي است.

اما معلوم نيست كه تفاوت‌هاي فرهنگي لزوماً به برخورد تمدن‌ها منجر شود و جايگزين واحد دولت ـ ملت شود. رقابت‌هاي فرهنگي خود را احتمالاً به جاي صحنه سياسي در صحنه اقتصادي نشان خواهند داد و ممكن است به نوآوري فرهنگي و سازگاري با هم منتهي شود.) همچنين منتقد ديگر، دكتر احمد صدري، نقد تند و تيزي را در مقاله «مصاف تمدنها: خواب چپ ساموئل هانتينگتون» وارد مي‌كند، و اين نظريه را نشانه زيركي و موقعيت‌شناسي نظريه‌پرداز و نه عمق تفكر سياسي وي مي‌داند. وي در مقاله خويش به نقش حساس روشنفكران در همه تمدن‌هاي دنيا مي‌پردازد و جلوگيري از بروز سوءتفاهم‌ها، تنش‌ها و نگراني‌ها را از مسئوليت‌هاي روشنفكران در سراسر دنيا مي‌شمارد و من فكر مي‌كنم اين موضوع بسيار مهمي است و نبايد ساده از كنار آن بگذريم.»

در ادامه، وي با اشاره به درگيري‌هاي درون تمدني در دوران جديد گفت: «جين كرك‌پاتريك، استاد دانشگاه جرج تاون، كه مدتي هم نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد بود هم در مقاله‌اي انتقادي در مجله فارين افيرز، يك ابهام ديگر را برجسته مي‌سازد و رويارويي‌هاي درون تمدني را بررسي مي‌كند. وي مي‌گويد: (...اين مطلب كه در قرون گذشته اختلافات ميان تمدن‌ها به بروز طولاني‌ترين و خشونت‌آميزترين درگيري‌ها منجر شده، روشن نيست. حداقل در قرن بيستم خونين‌ترين درگيري‌ها در داخل تمدن‌ها رخ داده است.

مانند تصفيه‌هاي استالين، قتل عام يهوديان توسط نازي‌ها و جنگ دوم جهاني، البته شايد بتوان گفت كه جنگ بين آمريكا و ژاپن يك برخورد تمدني بود، اما اختلافات تمدني نقش چنداني در جنگ نداشتند. متفقان و طرف‌هاي اصلي جنگ هم متحد آسيايي داشتند و هم متحد اروپايي).

موضوع اسلام و غرب در انديشه هانتينگتون هم از ديگر فرازهاي سخنان محمد صادقي بود، وي در اين زمينه افزود: «يكي از موضوع‌هاي اساسي در نظريه برخورد تمدن‌ها كه پرداختن به آن در شرايط فعلي جهان ضرورت بسياري دارد و غفلت از آن خردمندانه به نظر نمي‌آيد، موضوع «غرب و سايرين» و به ويژه غرب و اسلام مي‌باشد.

برژينسكي در كتاب «انتخاب: سلطه يا رهبري» نسبت به اين موضوع كه ايالات متحده و اتحاديه اروپا با همكاري يكديگر مي‌توانند در جلوگيري از سرشاخ شدن غرب و اسلام موثر ظاهر شوند و به روندهاي مثبت در جهان اسلام كمك كنند، مي‌گويد: (...اگر ترويج دموكراسي هم با تعصبي دنبال شود كه سنت‌هاي تاريخي و فرهنگي اسلام ناديده گرفته شود مي‌تواند دقيقاً به ضد دموكراسي منجر شود.) وي سال‌ها قبل و در گفتگو با ناتان گاردلس، باز اين نكته را خاطرنشان مي‌سازد كه: (فكر مي‌كنم ما بايد خيلي مواظب باشيم تا موضعي اتخاذ نكنيم كه گويا اسلام به خودي خود دشمن ماست، يا اينكه اسلام، مخالف حقوق بشر است، آن هم حقوق بشري كه سياسي تعريف شده) در نظر داشته باشيد «برنارد لوئيس» هم باور دارد كه براي درك بهتر وضعيت غالب بر روابط غرب و جهان اسلام بايد آن را در چارچوب برخورد تمدن‌ها بررسي كرد و نه در درگيري بين ملتها يا دولتها.

رويكرد برنارد لوئيس، با دقيق شدن و انديشيدن پيرامون آراي وي قابل فهم است او باور دارد از زماني كه غرب به جهان اسلام راه يافته تاكنون، مهمترين برخوردها با غرب، ماهيت اسلامي داشته است و مي‌دانيم وي در كتاب تضاد فرهنگ‌ها، مناسبات دنياي قديم را مورد توجه قرار داده كه در تحليل شرايط امروز جهان مي‌تواند قابل ترديد باشد.

اين نگاه يكسويه در بين انديشمندان ايراني و البته با رويكردي متفاوت ديده مي‌شود، براي نمونه دكتر سيد حسين نصر، در مقابله «برخورد تمدن‌ها و سازندگي آينده بشر» كه قصد دارد به نقد ديدگاه نظريه هانتينگتون بپردازد؛ اساس فرهنگ و تمدن غرب را به چالش مي‌كشد و بركاركرد تمدن‌هاي سنتي مختلف در دنياي امروز تاكيد مي‌كند كه به باور وي با تكيه بر ارزش‌هاي معنوي خود و همكاري بيشتر مي‌توانند جلوي برخورد تمدن‌ها را بگيرند و براي عملي شدن آن كوشش‌هايي هم داشته كه ستودني است اما نگرش او به فرهنگ و تمدن غرب جاي ترديد فراوان دارد و تلاش براي شناخت ديگري در آن كمتر ديده مي‌شود.»

صادقي كه سخن خويش را با تاكيد بر مفهوم شناخت ديگري و اهميت گفتگو در جهان امروز ادامه مي‌داد، افزود: «چون مجال اندك است از نوشته‌هاي انتقادي كيشور محبوباني، شينتاروايشي هارا، محمود حمدي زقزوق و... مي‌گذرم ولي شايد درباره موضوع اسلام و غرب، مقاله برايان بيدهام در هفته‌نامه اكونوميست چاپ لندن با همين نام، در نگاهي ديگر به موضوع راهگشاتر باشد. وي مي‌گويد: (البته نگراني اروپايي‌ها درباره تهديد اسلام قانع كننده نيست.

اين درست است كه اين روزها برخي از مسلمانان رفتار حادي در پيش گرفته‌اند و در منطقه جنوبي مديترانه نيز حركت‌هاي نامطلوبي اتفاق مي‌افتد و صحيح است كه اسلام و غرب در گذشته دوران سختي را با هم گذرانده‌اند... اما نيازي نيست كه كينه‌هاي گذشته و فضاي نامساعد فعلي مبناي قياسي باشد كه در آن جنگ جديد اسلام و غرب سرانجام اجتناب‌ناپذير شود.)

به باور من، چنين نگاهي است كه مي‌تواند فصلي تازه در فهم روابط ميان غرب و اسلام بگشايد و از انبوه ابهام‌ها و بدفهمي‌ها بكاهد تا راه براي گفتگو هموار شود و همين است كه اهميت كار روشنفكران و اهالي فرهنگ و انديشه مشخص مي‌شود كه چگونه به موضوع بپردازند. يعني اينكه چه ضرورتي دارد كه مطالعات گذشته و تاريخي اساس چنين جستارهايي قرار گيرد؟ من در ميان نوشته‌هاي فراواني كه در اين زمينه خوانده‌ام كمتر به مورد حساسيت برانگيزي برخورده‌ام البته گاهي هم برداشت‌ها و تفسيرهايي ديده مي‌شود كه نگران كننده است مانند مقاله قدرت و تمدن نوشته اون‌هريس، سردبير نشريه منافع ملي آمريكا، وي در بهار 1994 اين مقاله را نوشت و مقاله بسيار جالبي هم هست، ولي در پايان مقاله، وي به گونه‌اي سراغ آمريكا و قدرت‌هاي بزرگ را در نقاط بحراني مي‌گيرد و اين مي‌تواند تا اندازه‌اي خطرناك باشد. اين را هم بايد بگويم كه، نويسندگان و روشنفكران غربي در زمينه نقد نظريه برخورد تمدن‌ها و بررسي آن، بسيار خوب و پركار ظاهر شده‌اند و اين شيوه كار علمي و انتقادي خودش يكي از نيازهاي فضاي انديشه در كشور ماست هرچند به آن كمتر توجه مي‌شود... به هر ترتيب اگر جهان بخواهد از فضاي ناخوشايند، پرتنش و پرآشوبي كه در آن قرار گرفته خارج شود و راهي به سمت زندگي مسالمت‌آميز ساكنان گيتي در كنار هم بگشايد، بايد موضوع گفتگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها جدي گرفته شود، زيرا گسترش فرهنگ گفتگو، جايي براي ديگرستيزي و انديشه‌هاي خشونت‌گرا باقي نمي‌گذارد و نخستين گام، براي عملي شدن آن، شناخت موانع گفتگو و زدودن عواملي است كه در برابر گفتگو سد ايجاد كرده است، بررسي اين موضوع بسيار اهميت دارد و با كوشش‌هاي روشنفكران و انديشمندان در سراسر گيتي شكستن سدهاي موجود دست يافتني و شدني است. به خاطر داشته باشيم كه جهان بدون گفتگو، بسيار خطرناك است.»

گفتني است در پايان اين نشست، شركت‌كنندگان در ميزگرد به گفتگو پرداخته و درباره موضوع اصلي برنامه نظرات خود را ارائه كردند.

codex21x

page22

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه